شهدا

منتشر شده در ۰۹ اسفند ۱۳۹۵
اندازه قلم

شهدا

 

در آسمان گریه که پر ابر شد دلم

در تنگنای سینه که بی صبر شد دلم

بغضی عجیب دور و برم را گرفت و بعد

باران اشک چشم ترم را گرفت و بعد

همراه با تبسم صبح نسیم ها

روی قنوت بال و پر یاکریم ها

بی اختیار راهی دشت جنون شدم

راهی دشت عاطفه و اشک و خون شدم

یعنی بهشت روشن گل های سینه چاک

یعنی حریم قدس شهیدان بی پلاک

یعنی شلمچه و حرم آسمانیش

آن غربت همیشگی و جاودانیش

یعنی دوکوهه و غم یاران خسته اش

کارونِ اشک و ساحل در خون نشسته اش

بغض غروب فکه و دلتنگی غمش

اروند و چشم های پر از اشک نم نمش

چزابه و تلاطم خون در مسیر نور

معراج تا همیشه به روی حریر نور

شام طلائیه که پر از یاد ناله هاست

آن تربتی که هر قدمش باغ لاله هاست

زائر شدم بهشت دل و مهد عشق را

تا که دوباره تازه کنم عهد عشق را

باشد همیشه سمت شهادت نگاه من

باشد به سوی چشمه‌ی خورشید راه من

تا که دل شکسته‌ی من زیر و رو شود

تا رنگ حق بگیرد و با آبرو شود

مطالب مرتبط
نوشتن دیدگاه

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*