شهدا و دفاع مقدس

منتشر شده در ۰۸ اسفند ۱۳۹۵
اندازه قلم

شهدا و دفاع مقدس

 

چشم‌های ما بسته چشم‌های تو وا شد

بین خواب و بیداری آفتاب پیدا شد

ناگهان کبوترها آسمان پر از پرها

در به روی ما بسته در به روی تو وا شد

از کویر تا کارون از شلمچه تا مجنون

ناگهان همه صحرا هر چه بود لیلا شد

شام بی‌قراری رفت صبح آرزو آمد

پایِ تخت جانبازی پای‌تخت دل‌ها شد

از غروب تاسوعا آمدی به عاشورا

آن شب پر از حسرت از دم تو فردا شد

لحظه‌ی ملاقاتت نغمه مناجاتت

زخمه‌ی جراحاتت لااله الا شد

ای شکفته در هر آه با ترنم دل‌خواه

لااله الا هو لااله الا الله

***

از حنجره‌ات نوای خون می‌شنوم

در هر دم و بازدم جنون می‌شنوم

تا رفت نفس نوای انا الله

چون آمد الیه راجعون می شنوم

مطالب مرتبط
نوشتن دیدگاه

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*