شهدا و دفاع مقدس

منتشر شده در ۰۸ اسفند ۱۳۹۵
اندازه قلم

دفاع مقدس-شهدا

 

اسم شناسنامه ای ات جا به جا شده

یک گوشه چسب خورده و جایی جدا شده

اصلا درست نیست که تو دست برده ای ….

اصلا چطور سن تو این گوشه جا شده ؟

حالا بلند قد تر و زیباتر و بزرگ

مردی جسور جای تو از عکس پا شده

تو توی این لباس نظامی عقاب نه

یک غنچه بین این همه گل های وا شده

دل جزء کوچکی است برای رها شدن

وقتی که ذره ذره تنت مبتلا شده

دستت منوری شده در بادهای داغ

دستی که خسته از قفس شانه ها شده

امواج رادیو سر هم جیغ می زنند

صالح شهید ..نه..نشده ..یا چرا شده

در آخر تشهد مادر خبر رسید

جبران چند سال نماز قضا شده ؟

زن های خانه کفش تو را جفت می کنند

پایت اگرچه طعمه خمپاره ها شده

مردان بر آب روان حجله ساختند

دستان خواهر تو سرخ از حنا شده

حالا شناسنامه تو سنگ ساده ای است

آن جا به نام کوچک تو اکتفا شده

این گونه تکه های اونیفرم خونی ات

پرچم برای صلح در این روستا شده

مطالب مرتبط
نوشتن دیدگاه

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*