شهدای آتش نشان

منتشر شده در ۱۰ اسفند ۱۳۹۵
اندازه قلم

تقدیم به شهدای فداکار آتش نشان

 

از بم گرفته تا به استامبول ، هی بار  روی بار می ریزد

روی سر این شهر غمدیده، دارد هنوز آوار می ریزد

معمار پیر برج متروکه، حتی خودش اول نمی دانست

دارد فقط جای ملات سرد، خون لای هر دیوار می ریزد

باران خاک و چوب پوسیده ست ، این که سر این شهر می بارد

جایش گل آلاله می روید، این برج هر مقدار می ریزد

این اولین بار ست ای مردم؟، این آخرین بار ست مسوولین؟!

هر بار وعده داده اید اما، این برج ها هر بار می ریزد

تنها که سنگ و خشت و آهن نیست، دنیایی از تاریکی و غربت

دارد سر آتش نشانانِ ، دل رحم و بی آزار می ریزد

حتی کلاغ روسیاه شهر ، جای خبر دادن به مسوولین

دارد روی این شعله ی غفلت، هی آب با منقار می ریزد

قلب بزرگ قهرمان زیرِ ، آوار هم حتی تپش دارد

پاییز دارد برگهایش را، بر دوش چشمه سار می ریزد

مطالب مرتبط
نوشتن دیدگاه

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*