امام خمینی(ره)

منتشر شده در ۰۵ اسفند ۱۳۹۵
اندازه قلم

امام خمینی(ره)-ارتحال

 

تاب فراق روی تو را آسمان نداشت

داغت به دیده پیک جز اشک روان نداشت

ای پیر میکده ز غمت باده خشک شد

میخانه تاب ناله ی دردی کشان نداشت

بعد از عروج روح تو روح قصیده ها

جز رنگ آه نای سخن بر زبان نداشت

یک لحظه نبض ثانیه ها بی صدا طپید

زیرا که درک پر زدنت را زمان نداشت

روزی که آمدی همه گل ها شکفته شد

مثل تو خاک خسته ی ما باغبان نداشت

ای باغبان باغ شهیدان لاله گون

باغت بهشت عاطفه بود و خزان نداشت

بودی اسیر خال لب دوست ما به تو

عشق تو جز به یک یک دل ها مکان نداشت

بودی تو پیک رحمت پیغمبر عظیم

تاریخ شیعه مثل تو نامه رسان نداشت

از خطبه های زینبی ات کاخ ها شکست

سیل هجوم کفر به پیشت توان نداشت

مثل علی دلت ز گروهی شکسته بود

کی گفته نای پر ز غمت استخوان نداشت؟

یادش بخیر عطر جماران و عطر تو

عطری که عطر عشق تو بود و جنان نداشت

زهرا چو مادری به عزای تو گریه کرد

بزم مصیبت تو جز او نوحه خوان نداشت

روزی که جسم تو ز سر دست ها گذشت

در خاطرات عشق نظیرش جهان نداشت

جسمت به زیر سایه و مردم به گرد تو

تاب وداع روی تو پیر و جوان نداشت

ای سیدی که جد تو در خاک و خون نشست

جسم حسین جد تو یک سایبان نداشت

زینب به قتلگاه برادر نظاره کرد

بی کفن و دفن گذشت چرا که امان نداشت

مطالب مرتبط
نوشتن دیدگاه

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*